ترجمه و تبیین حلقات شهید صدر جلد دوم
این کتاب شامل فصلهای «تمهید»، «ادله»، «ادله محرزه»، «دلیل شرعی، «دلیل عقلی»، «اصول عملیه» و «تعارض الأدله» است.
«تعریف علم اصول»، «موضوع علم اصول»، «حکم شرعی و تقسیم آن»، «تقسیم بحثهای اصولی» و «حجیت قطع و احکام آن» عناوینی است که در بخش «تمهید» این کتاب مطالعه میکنیم.
«مقدمه»، «دلیل شرعی»، «دلیل عقلی» از جمله موضوعاتی است که در بخش «ادله محرزه» آمده است. همچنین عناوین «تبیین دلیل شرعی» و «اثبات صغری دلیل شرعی» و «اثبات حجیت دلالت در دلیل شرعی» در فصل «دلیل شرعی» هستند.
موضاعاتی همچون «دلیل شرعی لفظی» و «دلیل شرعی غیر لفظی» در بخش «تبیین دلالتهای دلیل شرعی» بررسی شده و «ابزارهای اثبات وجدانی» و «ابزارهای اثبات تعبدی» از جمله مطالبی است که در بخش «اثبات صغری دلیل شرعی» مورد تحقیق قرار گرفته است.
همچنین «استدلال برحجیت ظهور»، «موضوع حجیت»، و «ظواهر قران» از جمله عناوینی است که در بخش» اثبات حجیت دلالت در دلیل شرع» مورد بحث و نظر قرار گرفته است. «اثبات قضایای عقلی» و «حجیت دلیل عقلی» از جمله عناوین فصل «دلیل عقلی» هستند.
در فصل «اصول عملیه» مباحثی همچون «قاعده عملی در حالت شک»، «قاعده منجز بودن علم اجمالی» و «دوران بین اقل و اکثر» و «استصحاب» مورد بررسی قرار گرفته است.
«تعارض میان ادله محرزه»، «تعرض میان اصول عملیه»، «تعارض میان ادله محرزه و اصول عملیه» از جمله مباحثی است که در فصل «تعارض ادله» بررسی شده است.
کتاب «ترجمه و تبیین دروس فی علم الاصول ۲» در ۲۲۴ صفحه، با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه منتشر شده است.
۱۲۰,۰۰۰تومان
در بخش از عنوان «موضوع علم اصول» از فصل «تمهید» این کتاب میخوانیم:
بنا به عادت، برای هر علمی، موضوعی بیان میگردد و مقصود از آن چیزی است که جامع و مشترک در میان موضوعات مسائل آن علم است و بحث بر حالات و شؤون همین موضوع معطوف میشود، مانند: کلمه عربی نسبت به نحو.
بر همین اساس، علمای اصول به تلاش برای تعریف موضوع به علم اصول پرداختهاند و پیشنیان آنها گفتهاند:«موضوع علم اصول، ادله اربعه یعنی کتاب، سنت، اجماع و عقل است».
بر این تعریف اشکال شده که ادله اربعه، عنوان جامع و مشترک در میان موضوعات تمامی مسائل اصول نیست. چرا که به عنوان مثال، موضوع ملازمات عقلیه حکم است، زیرا مثلاً گفته میشود: آیا حکم به وجوب چیزی مستلزم حرمت ضد آن هست یا نه؟ و موضوع مسائل حجیت امارات ظنی که از حجیت آن بحث میشود در موارد فراوانی، امری خارج از ادله اربعه میباشد، همچون شهرت و خبر واحد، و موضوع مسائل اصول عملیه شک در تکلیف انحای مختلف آن است که باز هم ارتباطی با ادله اربعه ندارد.
از همین رو پارهای از اصولیان گفتهاند: علم اصول، موضوع واحدی ندارد و ضرورت ندارد که علم، موضوع واحدی که جامع میان موضوعات و مسائلش داشته باشد.
اما میتوان این که گفته شده ادله اربعه موضوع علم اصولاند را با پذیریش انحصار ادله در ادله توجیه نمود، بدین صورت بگوییم: موضوع علم اصول هر امری است که انتظار میرود دلیل و عنصر مشترک استنباط حکم شرعی و استدلال بر آن باشد.
در بخشی از عنوان «فایده علم اصول» این فصل آمده است:
علم اصول، فایده بزرگی برای استدلال فقهی دارد و این از آن روست که فقیه در هر مسأله فقهی بر دو نحوه از مقدمات در استدلال فقهی تکیه میکند: یکی از عناصر مختص به آن مسأله، از قبیل روایتی که درباره حکم آن مسأله وارد شده ظهور آن در اثبات حکم مورد نظر و نداشتن معارض با آن و امثال اینها.
و دیگر عناصر مشترکی در استدلال بر حکم آن مسأله و استدلال بر حکم مسائل فراوان دیگری در ابواب گوناگون فقه دخیلاند، از قبیل آنکه خبر واحد ثقه حجت است و این که ظهور کلام حجت است.
گونه اول از مقدمات را فقیه در خود همان مسأله به کار میگیرد؛ زیرا این گونه مقدمات تنها به آن مسأله مرتبطاند.
و اما گونه دوم، به حکم آنکه به مسأله خاص، اختصاص ندارد، به بحث دیگری خارج از حوزه بحث فقهی در این و آن مسأله منوط شده است و این بحث همان است که علم اصول ارائه میکند و بهاندازهای که توجه به عناصر مشترک در خلال بحث فقهی تدریجاً گسترش یافت، علم اصول هم گسترش یافتهاند و اهمیتش افزون شد و به همین سبب صحیح است که گفته میشود:
جایگاه علم اصول نسبت به استدلال فقهی شبیه جایگاه منطق نسبت به استدلال به طور کلی است؛ زیرا دانش منطق، استدلال به طور کلی با عناصر مشترکی که به باب خاص از ابواب تفکر اختصاص ندارند تجهیز میکند و علم اصول، تنها استدلال فقهی را با عناصر که به باب خاص از ابواب فقه اختصاص ندارند تجهیز میکند.
مشخصات: ترجمه و تبیین حلقات شهید صدر جلد دوم
|
||||||||
ابعاد | ||||||||
---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
هنوز دیدگاهی وجود ندارد